سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

روزهای مادرانه من

پروفایل

شرح وبلاگ

درخت سبز و بزرگ عشق ما در یک روز قشنگ پاییزی در زمین پر از مهر خدا ریشه دواند و پا گرفت،آن روز 1388/8/8 بود؛قشنگترین روزی که تا آن لحظه تجربه کرده بودم. این درخت اولین میوه و ثمره اش را نیز در یک روز قشنگ پاییزی دیگر به رخمان کشید...امروز شنبه 1392/9/30 وقتی پاییز آخرین نفسهایش را میکشید،وقتی یلدا پشت در بود و منتظر،خدا خواست با بهترین خبر زندگی ام یکبار دیگر طعم بهترین روز را بچشم ... روزی که مادر شدم ... از این لحظه روزها که نه ، لحظه های مادرانه ام شروع میشود... مینویسم برای دلم و برای ثمره ی عشقمان ، تا بعدها که بزرگ شد ببیند و بخواند و بداند که چقــــــــــــــــــــدر دوستش داشتیم و داریم و خواهیم داشت... دوست دارم فرزندم از روزهای مادرانه ام با خبر شود تا بداند چه لذتی دارد فرزندی از آن خود داشتن ... ***** شازده کوچولوی ما ، سبحان ، پنجشنبه 1393/6/6 ساعت 8شب و دقیقا موقع اذان ، با وزن 3کیلو 625 گرم و قد 53سانت پا به این دنیا گذاشت و دنیای من و باباش شد *****

نویسنده

آمار

تعداد مطالب : 79
تاریخ عضویت : 1 دی 92